ابو الفضل مير محمدى زرندى
111
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
حضرت فرموده : « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم » يك آيه از آيات فاتحة الكتاب ( حمد ) است و اين سوره را 7 آيه است كه « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم » آن را تتميم و تكميل كرده است و از پيغمبر اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله ) شنيدم كه مىفرمود خداى تعالى به من خطاب فرمود : يا محمد « وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ » « 1 » : اى پيغمبر ! به تحقيق ما براى تو سوره حمد و قرآن عظيم را دادهايم . پس خداوند در مقام امتنان بر من ، سوره حمد را قرين با قرآن عظيم ذكر فرموده و آن را در مقابل قرآن قرار داده است « 2 » . 3 - از سعيد بن معلى نقل شده كه گفت : وقتى در مسجد نماز مىخواندم پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) مرا صدا كرد - تا اينكه مىگويد : وقتى كه از مسجد خارج مىشد فرمود آيا مىخواهى سورهاى كه اعظم سورههاى قرآن است به تو بگويم ؟ آنگاه فرمود : « الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ » سبع مثانى است و قرآن عظيمى است كه به من داده شده است « 3 » . 4 - شيخ صدوق روايت مىكند كه به امير المؤمنين ( عليه السلام ) عرض شد : « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم » آيهايست از آيات فاتحة الكتاب ؟ فرمود : بلى ، و پيغمبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) آن را قرائت مىكرد و آن را آيه مىشمرد و مىفرمود فاتحة الكتاب همان سبع مثانى است ( 7 آيه حمد ) « 4 » . بنابر اين احاديث ، تجزيهء سوره حمد به 7 آيه از خداى تعالى است و از آن به سبع مثانى تعبير كرده است اين روايت و نيز روايت سابق گر چه در مورد خاصى ( سوره حمد ) وارد شده است ولى مىتوان براى آيات تمام سورهها استفاده كرد زيرا قول به تفصيل ديده نمىشود ، يعنى هر گاه در سورهء حمد گفتيم تجزيهء به آيات در آن ، توسط خداى تعالى شده بايد در تمام سورهها بگوييم . و از زمخشرى نقل شده كه علم آيات ، علم توقيفى است ( ربطى به مردم ندارد ) و نبايد در آن قياس كرد و به همين جهت است كه « الم » در هر جا كه واقع شده و همينطور « المص » را آيه شمردهاند و « المر » و « الر » را آيه نشمردهاند و « حم » ، « طه » و « يس » را آيه دانستهاند ولى « طس » را آيه ندانستهاند « 5 » .
--> ( 1 ) سورهء حجر ، آيه 87 . ( 2 ) مدرك سابق ص 227 امالى شيخ صدوق ، المجلس الثالث و الثلاثون ط بيروت ص 147 روايت 2 . ( 3 ) صحيح بخارى ، ج 6 ، ص 20 . ( 4 ) بحار الانوار ، ج 92 ، ص 227 ، به نقل از عيون اخبار الرضا . ( 5 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 66 .